سلام مامانداشتم فکر میکردم ماه دیگه این موقع شده ۷ سال که نیستی.هفت سال :)ولی خب توی این هفت سال انگار هر روز خدا گمت کردم، بعضی وقتا بیشتر.هفت سال که نبودنت رو دلیل کردم برای زندگی نکردن.برای هیچی نخواستن. شاید نباید این شکلی میشد.ولی شد.خیلی دیر شده حتی برای کاش گفتن :)راستی مامان تو منو یادته؟ا
سلام مامان
یک نفر رضا هستم، پسرت :)
یادت هست که؟ میدونم که هست.
عارضم به خدمتت که مامان جان آقا رضا ۲۳ ساله شدن.
تبریک نمیگی؟ بوسم نمیکنی؟ قربون صدقهم نمیری؟
میگم مامان، زشت نباشه روز به روز دارم عقب میکشم؟
چی میخواستیم، چی شد؟
چی میخواستیم،